
۱۳۸۷ فروردین ۲۵, یکشنبه
موانع توسعه فرهنگي در ايران
ü موانع توسعه فرهنگي در ايران
توسعه عبارتست از فرايند بسيار پيچيدهاي كه طي آن جامعه از يك دوران تاريخي به دوران جديدي منتقل ميشود اين فرايند در هر مرحله از جريان انتقالي خويش ابعاد مختلف زندگي را متحول ميسازد. اين مجموعه ارتباطات متقابل و چند سويه در نهايت جامعهاي نو به وجود ميآورد كه در آن تماميابعاد زندگي بشري و به صورت بنيادين نسبت به وضعيت گذشته خويش متحول ميشود. فرهنگ مجموعه افكار و اعمال، بايدها و نبايدها، هنجارها، ارزشها و نظام اعتقادات يك جامعه مشتمل بر سنتها، آداب و رسوم، مذاهب، ايدئولوژي، تشريفات مذهبي و زبان است كه در جامعه انساني مشترك هستند. مفهوم توسعه فرهنگي عبارتست از دگرگوني كه از طريق تراكم برگشتناپذير عناصر فرهنگي در يك جامعه معين صورت ميپذيرد و بر اثر آن، جامعه كنترل همواره موثرتر را بر محيط طبيعي و اجتماعي اعمال ميكند. در اين تراكم برگشتناپذير، معارف فنون، دانش و تكنيك به عناصري كه از پيش وجود داشته و از آن مشتق گشته است، افزوده ميشود.
هنگاميكه يك يا برخي از عنصرهاي فرهنگي جامعه دگرگون ميشود، به ناگزير تناسبي كه بين آن عنصر و عنصرهاي ديگر برقرار است، از ميان ميرود. در نتيجه تاخر فرهنگي پديد ميآيد. تاخر فرهنگي بر عقب ماندن يك عنصر فرهنگي از عنصر فرهنگي ديگر اطلاق ميشود. كشورهاي توسعه نيافته در موقعيتي پا به عرصه اقتصاد، فرهنگ و سياست در نظام بينالملل گذاشتند كه غرب چندين قرن قبل به اين نظام شكل داده بود. در دوره استعمار و استثمار، پول پرستي و مصرفگرايي و علاقه به رفاه در كشورهاي توسعه نيافته رسوخ كرد. غرب در دوره استعمار روح سرمايهداري را به اين كشورها منتقل كرد اما ناسيوناليسم، فرهنگ و ساختار لازم براي فعاليت متعادل اقتصادي و توسعه صنعتي را عرضه ننمود. بسياري از تحليلگران علل مهم گستردگي و كيفيت رشد و توسعه اين كشورها را در بافت فرهنگي آنان جستوجو كرده و معتقدند كه اصول فرهنگي اين كشورها نيازهاي لازم فرهنگي توسعه اقتصادي را ميسر نساخته است. هم اكنون جوامع خاور دور با سرعت شگفتانگيزي به بهرهبرداري از منابع اقتصادي خود ميپردازند. نتيجه آن كه كشورهاي توسعه نيافته از قبيل ايران با بافتهاي متنوع داخلي روبرو هستند. در برنامهريزيهاي توسعه در اين قبيل كشورها بايد مبتني بر شناخت عميق از سير تحولات بينالمللي و روندهاي بنيادي در گذشته و آينده باشد كه در آن جايگاه حقيقي كشورهاي توسعه نيافته و كشور مورد نظر با دقت بررسي ميشود. رويارويي نمونهبرداري، گزينش يا تقليد از غرب همه بيانگر نوعي جريان پيچيده فرهنگ است. واقعيت اين است كه در مقطع زماني خاصي، تحول و دگرگوني فرهنگي اجتنابناپذير به نظر ميرسيد. شرايط و موقعيت خاص جغرافيايي و سياسي هر كشور بر شدت و ضعف اين جريان اثر مينهاد و دولتمردان را واميداشت تا بسته به وضع ويژه واحد سياسي خود به تصميمگيري دست زنند. از آنجا كه تعارضهاي پيشين بر سر استقرار ارزشهاي نو به جاي ارزشهاي سنتي و حاكم شكل گرفته است. فرهنگهاي آسيايي براي غلبه بر مشكلات ناشي از رويارويي با غرب ناچار به تحول پيچيده و دشوار دروني تن دادند و براي ورود به عرصه دولت، ملتها و ايجاد نوعي ساختار همه جانبه ملي، بخشهاي مختلف كشور را به هم نزديك ساختند. براي نيل به چنين سرانجاميكه در نهايت توسعهيافتگي را به ارمغان خواهد آورد، بايد ميان سه قشر صاحبان ثروت، صاحبان قدرت و صاحبان فكر نوعي تفاهم به وجود آيد و نخبگان ثروت، قدرت و انديشه همزيستي مسالمتآميز دست يابند. ماكس وبرو تالكوت پارسونز از جملهانديشهورزاني بودند كه با مفهومسازي و نگرش ساختاري در استحكام بخشيدن به آفات و زمينههاي متشكل اجتماعي، نقش به سزايي ايفا كردند. البته تشكل اجتماعي به معناي ساختارگرايانه و روشن بودن جهتگيري كل نظام عموما در كشورهاي توسعه نيافته وجود ندارد. تمدن و فرهنگ ايران از استواري سه لايه تمدني بر روي هم تشكيل شده است: تمدن و فرهنگ ايران باستان، تمدن و فرهنگ اسلاميكه دعاوي آن بر حسب مقتضيات زمانه گهگاه شدت و ضعف يافته است و تمدن و فرهنگ غربي كه حدود دو قرن است در حوزههاي مختلف جامعه ايران آثار شگرف به جاي گذاشته تا حدي كه واكنش تدافعي ميراث تمدن و فرهنگ اسلاميرا برانگيخته است.پارسونز جامعه را به گونهاي انتزاعي به تفسير ميكشد و نظام كنش را متشكل از چهار جز ميداند كه هر جز خود داراي يك نظام است. نظام فرهنگي، نظام اجتماعي، نظام رواني و نظام زيست شناختي. نظام فرهنگي بالاترين اهميت را دارد چرا كه تضمينكننده اتفاق آراي هنجاري است كه يك نظام ارزشي مشترك به شمار ميرود. همه قسمتهاي نظام اجتماعي در درون يك كل عمل ميكنند و اين دربرگيرنده نظام واگذاري پاداش و امكانات است كه شامل قدرت هم ميشود; يعني نظام قشربندي. كاركردگرايان پيش از پارسونز تماما بر كاركردهاي يك ساختار يا نهاد اجتماعي براي ساختارها و نهادهاي ديگر تاكيد ميورزيدند اما كاركردگرايان جديد مثل مرتون معتقدند كه تحليلگران پيشين انگيزههاي ذهني افراد را با كاركردهاي ساختارها يا نهادها اشتباه گرفته بودند. نهايتا رهيافت كاركردگرايي نوعي نظريه قشربندي اجتماعي است. چرا كه قضيه كاركردي عمده اين است كه جامعه چگونه انسانها را در چارچوب نظام قشربندي به سمتهاي شايستهشان سوق ميدهند و آنها را بر اين سمتها مينشاند. پديده نابرابري اجتماعي و تمايزات فرهنگي از اين ديدگاه امري طبيعي، همگاني و داراي كاركرد است.
استراتژی فناوری اطلاعات و ارتباطات و پیشرفت و توسعه اقتصادی
مقایسه تحولات سه دهه اخیر حاکی از آن است که این تحولات نسبت به گذشته تفاوت اساسی دارد که علت اصلی این اختلافها مربوط به انقلابی است که در این دهه ها رخ داده است.وقوع انقلاب اطلاعات و ارتباطات در این دهه ها باعث شده است که عصر حاضر نیز به نام عصر اطلاعات و ارتباطات نامیده شود. عاملی که باعث به وجود آمدن چنین عصری شده است، «فناوری اطلاعات و ارتباطات» است. این فناوری با فناوریهای عصر انقلاب صنعتی تفاوت اساسی دارد، راهآهن جدیدترین فناوری در اواسط قرن 19 بود. راه آهن با اتصال طولانی ترین واگن ها و سریعترین لکوموتیوها باعث تغییر بازارها شد و از این طریق موجب تغییر روش کسب و کار در آن زمان گردید. مزیتهای رقابتی فراوانی برای شرکتهایی که در کنار راهآهن قرار داشتند به وجود آورد. با این حال فناوریهای جدید با فناوریهایی مثل راه آهن تفاوت عمده دارد و عامل تفاوت این است که فناوری اطلاعات و ارتباطات تمام حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دولت، امنیت، بهداشت، اشتغال و... را تحت تاثیر قرار داده است.بررسیها نشان می دهد که در سال 1965 فناوری اطلاعات و ارتباطات حدود پنجدرصد از هزینه های سرمایه گذاری شرکتها را به خود اختصاص داده است، این رقم در دهه 1980 به 15 درصد افزایش یافت و در ابتدای دهه 1990 هزینههای سرمایهگذاری فناوری اطلاعات شرکتها به 20 درصد و در انتهای دهه 1990 به 50 درصد کل هزینه های سرمایه گذاری شرکتها افزایش می یابد.این روند حاکی از اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در کسب و کار شرکتهاست، به طوری که این فناوری بنیان کسب و کار را تغییر داده است و می تواند به مزیتهای استراتژیک برای شرکتها تبدیل شود.گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای توسعه یافته باعث افزایش کارایی اقتصاد این کشورها شده است و بهبود عملکرد سازمانها، ظهور بازارهای جدید، بهبود متغیرهای خرد و کلان اقتصادی کشورهای توسعه یافته از دهه 1990، حاصل سیاستهای اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها است.
بی شک همه کشورها به اهمیت اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمام حوزهها پی برده اند و در برخی موارد آن را به عنوان ابزار توسعه و راه میانبر کشورهای درحال توسعه مطرح می کنند. سوال مهمی که در این میان برای کشورهای درحال توسعه مطرح می شود این است چگونه می توان فناوری اطلاعات و ارتباطات را در کشور باتوجه به ساختار و ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فنی گسترش داد تا منافع آن را حداکثر و مضرات احتمالی آن را در حداقل نگه داشت.
برای استفاده از این فناوری به عنوان ابزار توسعه باید سیاستهای مطلوب و بهینه گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات باتوجه به امکانات و ساختار موجود کشور اتخاذ تا موجب افزایش کارایی اقتصادی شود.
منابع :
۱. دیوید کلمن, فورد نیکسون, اقتصادشناسی توسعهنیافتگی, دکتر غلامرضا آزاد (ارمکی), موسسه انتشاراتی و فرهنگی وثقی, 1378
2. دکتر مصطفی سلیمیفر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382
فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای درحال توسعه و پیشرفت
نقش این فناوری در رشد و توسعه اقتصادی همه کشورهای درحال توسعه بر کسی پوشیده نیست ، ولی آنچه که کشورها را از همدیگر متمایز می سازد، نوع استراتژی است که درباره فناوری اطلاعات و ارتباطات اتخاذ میکنند . به طوری که سیاست متفاوت کشورها برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات میتواند رشد و توسعه اقتصادی آنها را متفاوت سازند .برخی از کشورهای درحال توسعه به نقش این فناوری در گسترش صادرات تمرکز دارند. گرچه این سیاست می تواند ارزآوری این کشورها را افزایش دهد ، ولی بسیاری از محققان اعتقاد دارند که نقش صادراتگرایی فناوری اطلاعات و ارتباطات برای کشورهای درحال توسعه زیاد مطلوب نیست و نمی تواند برای این کشورها عاملی باشد که باعث انتقال اقتصاد آنها از مرحله معیشتی به تجاری باشد . زیرا در این سیاست پایه فعالیتهای اقتصادی کشور گسترش پیدا نمی کند و تنها باعث گسترش یک بخش خاص (بخش خارجی) می شود و نمیتواند امکان توسعه همه جانبه اقتصاد کشور را فراهم سازد. ولی اگر فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها داخلی باشد، یعنی عمدتاً در اقتصاد داخلی استفاده شود ، اثرگذاری آن برکل اقتصاد بیشتر از حالت قبل بوده و می تواند به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی ، نقش اساسی ایفا کند و در مقابل حالت قبل ، فرصتهای بیشتری را برای تولید فراهم سازد و شتاب رشد تولید ناخالص داخلی کشور را افزایش دهد .
منابع :
۱. دکتر محمود متوسلی, توسعه اقتصادی, سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت), 1382
2.دکتر ابراهیم رزاقی, گزیده اقتصاد ایران, انتشارات امیرکبیر, 1375
ü بهره وري در كشورهاي توسعه يافته و پیشرفته
تاكنون كسي به اين سوال جواب صريح نداده است كه مقدار لازم و كافي فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه و پبشرفت اقتصادي کشورها چقدر است ؟ روزگاري كشورهاي صنعتي خود توسعه نيافته بودند و قطعاً گذر از مراحل مختلف توسعه آنها از طريق برنامه ها و كمكهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات انجام نگرفته است . حتي برخي از محققان پا را فراتر نهاده و اعتقاد دارند كه در كشورهاي صنعتي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش مهمي در افزايش بهره وري اين كشورها ندارد.1
«سولو» اولين بار ، چنين استدلالهاي متناقضي را بيان نمود . وي مي گويد كه «شما رشد رايانه را ميتوانيد در همه جا ملاحظه كنيد ، ولي داده هاي بهره وري چنين رشدي را از خود نشان نميدهند.»2
اين تناقضات از راههاي مختلف توجيه مي شود ، يکي اينکه چون اقتصادهاي پيشرفته، اقتصادهايي هستند که در شرايط کارا عمل مي كنند ، لذا معرفي فناوري اطلاعات و ارتباطات در چنين اقتصادهايي تنها مي تواند يک اثر نهايي داشته باشد ، يعني اگر چه معرفي هر واحد توليدات و خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات مي تواند بر توليد ناخالص داخلي اين کشورها اثر بگذارد ، ولي اين اثرات به طور چشمگيري فزاينده نخواهد بود.
بر خلاف تجربه کشورهاي صنعتي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات در کشورهاي درحال توسعه ، مي تواند يك عامل اساسي ومهم در جهت دسترسي سريع اين كشورها به مراحل بالاتر توسعه باشد . از آنجائي كه اقتصادهاي در حال توسعه در شرايط کارا و بهينه عمل نمي کنند لذا معرفي فناوري اطلاعات و ارتباطات در چنين اقتصادهايي باعث مي شود ، پتانسيلي در اختيار اين اقتصادها قرار گيرد تا مراحل توسعه اقتصادي را با سرعت بيشتري طي كند . در مقاله حاضر دو استراتژي استفاده داخلي فناوري اطلاعات و ارتباطات و صادرات توليدات و خدمات اين فناوري (به عنوان منبع ارزآوري كشور) باهم مقايسه مي شود كه كداميك از اين دو در توسعه و پیشرفت اقتصادي كشورها بخصوص كشورهاي درحال توسعه و ايران از اهميت بيشتري برخوردار است .
منابع :
1. كِيت گريفين, راهبردهاي توسعه اقتصادي, حسين راغفر, محمدحسين هاشمي, نشر ني, 1382
2. دكتر مصطفي سليميفر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382
ü موانع توسعه اقتصادي توسعه اقتصادي يك فرآيند چند وجهي است كه پيامد تغيير و تحولات همه جانبه در ابعاد سياسي – اجتماعي و اقتصادي ميباشد. الفباي انجام توسعه نظام برنامهريزي ميباشد در واقع بدون يك برنامهريزي انجام توسعه در هيچ بعد آن انجام پذير نخواهد شد.
سابقه برنامهريزي در ايران به سالهاي 1327 باز ميگردد كه در اين سال اولين برنامه هفت ساله كه در واقع مجموعهاي از طرحهاي عمراني بود تنظيم شد.
اندك زماني پس از تصويب ماده واحده قانون اجراي برنامه هفت ساله اول عمراني كشور ، تاريخچه تنظيم برنامه هفت ساله عمران و آبادي ايران به ضميمه مجله شماره 98 بانك ملي ايران ، در چاپخانه بانك ملي به طبع رسيد. اين گزارش كه حاوي متن لايحه قانوني برنامه هفت ساله اول نيز ميباشد به عنوان نخستين سند رسمي ادبيات توسعه ايران محسوب ميشود. از آن هنگام تا كنون عقربه بزرگ زمان 50 سال به جلو آمده است. در اين 50 سال ، تاريخ اقتصادي ايران 7 برنامه به خود ديده است
لازمه توسعه علمی
نهادينه شدن علم، لازمة توسعة علمي و تكنولوژيك
علم خصلتي اجتماعي دارد، بنابراين تا علم نهادينه نشود، نميتوان از توسعة علمي و تكنولوژيك صحبت كرد. ممكن است مراكز تحقيقاتي هم تأسيس كنيم و اين مراكز رشد هم كنند، ولي اگر علم در جامعه نهادينه نشود، اين مراكز تحقيقاتي نميتوانند به تقاضاها و نيازها پاسخ دهند. علم خاستگاه و چارچوبهاي اجتماعي دارد و بايد اين نهادها و چارچوبها را جدي گرفت. براي نهادينه شدن علم و تكنولوژي بايد درك درستي از آن وجود داشته باشد و براي ايجاد، رشد و گسترش اين درك بايد آموزش علوم را تقويت و حمايت كرد.
یکی از موانع پیشرفت
سستی و کاهلی
مولانا در دفتر دوم مثنوی به انتقاد از کسانی می پردازد که دائماً فردا فردا می کنند و ریشهکن کردن معایب اخلاقی شان را به تاخیر می اندازند. آدمهایی که فکر می کنند الی الابد برای ساختن خود وقت دارند و هر گاه اقدام به خود سازی بکنند دیر نیست.
شخصی در میانهی راهی ریشهی خاری کاشته بود. مردم او را به نصیحت گفتند که این ریشهی خار را بکن که مایهی عذاب خواهد شد امّا او قبول نمی کرد. بعد از مدتی خار سر برآورد و رهگذران را زخمی می نمود و چنان شد که فقیر و غنی از زخم آن بی نصیب نماندند. حاکم به ان شخص گفت که خار را هر چه زودتر بکند ولی آنشخص هی امروز و فردا می کرد. بعد از مدتها خار بزرگ و بزرگتر شد و چنان محکم که کندنش کار هر کسی نبود.
ü نگرش هايي که مانع پیشرفت در زندگی می شوند ؟
1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید
این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.
2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم
منظور این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.
3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی
هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.
4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده
میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.
5- پذیرش جبر مطلق
این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.
6- قدر و لیاقت شما محدود نیست
این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.
7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند
دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟
8- هیچ کس مرا قبول ندارد
من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.
9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم
من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.
10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید
ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.
منبع: سايت آفتاب
ü ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح میدهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفتگرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفتگرای کم پایداری زیادی نشان میدهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه میدهند.
رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند.
زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینههای اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش میکند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق میافتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح میشود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت میتوان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظایف را یک هدف مثبت در نظر میگیرند و در این زمینه تلاش میکنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست مییابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است.
دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت میگردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان میدهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث میشود که آنها به مشکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند. تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی میشود، میتوان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمیشوند، سعی میکنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینههای اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.
منبع: دانشنامه رشد
توسعه عبارتست از فرايند بسيار پيچيدهاي كه طي آن جامعه از يك دوران تاريخي به دوران جديدي منتقل ميشود اين فرايند در هر مرحله از جريان انتقالي خويش ابعاد مختلف زندگي را متحول ميسازد. اين مجموعه ارتباطات متقابل و چند سويه در نهايت جامعهاي نو به وجود ميآورد كه در آن تماميابعاد زندگي بشري و به صورت بنيادين نسبت به وضعيت گذشته خويش متحول ميشود. فرهنگ مجموعه افكار و اعمال، بايدها و نبايدها، هنجارها، ارزشها و نظام اعتقادات يك جامعه مشتمل بر سنتها، آداب و رسوم، مذاهب، ايدئولوژي، تشريفات مذهبي و زبان است كه در جامعه انساني مشترك هستند. مفهوم توسعه فرهنگي عبارتست از دگرگوني كه از طريق تراكم برگشتناپذير عناصر فرهنگي در يك جامعه معين صورت ميپذيرد و بر اثر آن، جامعه كنترل همواره موثرتر را بر محيط طبيعي و اجتماعي اعمال ميكند. در اين تراكم برگشتناپذير، معارف فنون، دانش و تكنيك به عناصري كه از پيش وجود داشته و از آن مشتق گشته است، افزوده ميشود.
هنگاميكه يك يا برخي از عنصرهاي فرهنگي جامعه دگرگون ميشود، به ناگزير تناسبي كه بين آن عنصر و عنصرهاي ديگر برقرار است، از ميان ميرود. در نتيجه تاخر فرهنگي پديد ميآيد. تاخر فرهنگي بر عقب ماندن يك عنصر فرهنگي از عنصر فرهنگي ديگر اطلاق ميشود. كشورهاي توسعه نيافته در موقعيتي پا به عرصه اقتصاد، فرهنگ و سياست در نظام بينالملل گذاشتند كه غرب چندين قرن قبل به اين نظام شكل داده بود. در دوره استعمار و استثمار، پول پرستي و مصرفگرايي و علاقه به رفاه در كشورهاي توسعه نيافته رسوخ كرد. غرب در دوره استعمار روح سرمايهداري را به اين كشورها منتقل كرد اما ناسيوناليسم، فرهنگ و ساختار لازم براي فعاليت متعادل اقتصادي و توسعه صنعتي را عرضه ننمود. بسياري از تحليلگران علل مهم گستردگي و كيفيت رشد و توسعه اين كشورها را در بافت فرهنگي آنان جستوجو كرده و معتقدند كه اصول فرهنگي اين كشورها نيازهاي لازم فرهنگي توسعه اقتصادي را ميسر نساخته است. هم اكنون جوامع خاور دور با سرعت شگفتانگيزي به بهرهبرداري از منابع اقتصادي خود ميپردازند. نتيجه آن كه كشورهاي توسعه نيافته از قبيل ايران با بافتهاي متنوع داخلي روبرو هستند. در برنامهريزيهاي توسعه در اين قبيل كشورها بايد مبتني بر شناخت عميق از سير تحولات بينالمللي و روندهاي بنيادي در گذشته و آينده باشد كه در آن جايگاه حقيقي كشورهاي توسعه نيافته و كشور مورد نظر با دقت بررسي ميشود. رويارويي نمونهبرداري، گزينش يا تقليد از غرب همه بيانگر نوعي جريان پيچيده فرهنگ است. واقعيت اين است كه در مقطع زماني خاصي، تحول و دگرگوني فرهنگي اجتنابناپذير به نظر ميرسيد. شرايط و موقعيت خاص جغرافيايي و سياسي هر كشور بر شدت و ضعف اين جريان اثر مينهاد و دولتمردان را واميداشت تا بسته به وضع ويژه واحد سياسي خود به تصميمگيري دست زنند. از آنجا كه تعارضهاي پيشين بر سر استقرار ارزشهاي نو به جاي ارزشهاي سنتي و حاكم شكل گرفته است. فرهنگهاي آسيايي براي غلبه بر مشكلات ناشي از رويارويي با غرب ناچار به تحول پيچيده و دشوار دروني تن دادند و براي ورود به عرصه دولت، ملتها و ايجاد نوعي ساختار همه جانبه ملي، بخشهاي مختلف كشور را به هم نزديك ساختند. براي نيل به چنين سرانجاميكه در نهايت توسعهيافتگي را به ارمغان خواهد آورد، بايد ميان سه قشر صاحبان ثروت، صاحبان قدرت و صاحبان فكر نوعي تفاهم به وجود آيد و نخبگان ثروت، قدرت و انديشه همزيستي مسالمتآميز دست يابند. ماكس وبرو تالكوت پارسونز از جملهانديشهورزاني بودند كه با مفهومسازي و نگرش ساختاري در استحكام بخشيدن به آفات و زمينههاي متشكل اجتماعي، نقش به سزايي ايفا كردند. البته تشكل اجتماعي به معناي ساختارگرايانه و روشن بودن جهتگيري كل نظام عموما در كشورهاي توسعه نيافته وجود ندارد. تمدن و فرهنگ ايران از استواري سه لايه تمدني بر روي هم تشكيل شده است: تمدن و فرهنگ ايران باستان، تمدن و فرهنگ اسلاميكه دعاوي آن بر حسب مقتضيات زمانه گهگاه شدت و ضعف يافته است و تمدن و فرهنگ غربي كه حدود دو قرن است در حوزههاي مختلف جامعه ايران آثار شگرف به جاي گذاشته تا حدي كه واكنش تدافعي ميراث تمدن و فرهنگ اسلاميرا برانگيخته است.پارسونز جامعه را به گونهاي انتزاعي به تفسير ميكشد و نظام كنش را متشكل از چهار جز ميداند كه هر جز خود داراي يك نظام است. نظام فرهنگي، نظام اجتماعي، نظام رواني و نظام زيست شناختي. نظام فرهنگي بالاترين اهميت را دارد چرا كه تضمينكننده اتفاق آراي هنجاري است كه يك نظام ارزشي مشترك به شمار ميرود. همه قسمتهاي نظام اجتماعي در درون يك كل عمل ميكنند و اين دربرگيرنده نظام واگذاري پاداش و امكانات است كه شامل قدرت هم ميشود; يعني نظام قشربندي. كاركردگرايان پيش از پارسونز تماما بر كاركردهاي يك ساختار يا نهاد اجتماعي براي ساختارها و نهادهاي ديگر تاكيد ميورزيدند اما كاركردگرايان جديد مثل مرتون معتقدند كه تحليلگران پيشين انگيزههاي ذهني افراد را با كاركردهاي ساختارها يا نهادها اشتباه گرفته بودند. نهايتا رهيافت كاركردگرايي نوعي نظريه قشربندي اجتماعي است. چرا كه قضيه كاركردي عمده اين است كه جامعه چگونه انسانها را در چارچوب نظام قشربندي به سمتهاي شايستهشان سوق ميدهند و آنها را بر اين سمتها مينشاند. پديده نابرابري اجتماعي و تمايزات فرهنگي از اين ديدگاه امري طبيعي، همگاني و داراي كاركرد است.
استراتژی فناوری اطلاعات و ارتباطات و پیشرفت و توسعه اقتصادی
مقایسه تحولات سه دهه اخیر حاکی از آن است که این تحولات نسبت به گذشته تفاوت اساسی دارد که علت اصلی این اختلافها مربوط به انقلابی است که در این دهه ها رخ داده است.وقوع انقلاب اطلاعات و ارتباطات در این دهه ها باعث شده است که عصر حاضر نیز به نام عصر اطلاعات و ارتباطات نامیده شود. عاملی که باعث به وجود آمدن چنین عصری شده است، «فناوری اطلاعات و ارتباطات» است. این فناوری با فناوریهای عصر انقلاب صنعتی تفاوت اساسی دارد، راهآهن جدیدترین فناوری در اواسط قرن 19 بود. راه آهن با اتصال طولانی ترین واگن ها و سریعترین لکوموتیوها باعث تغییر بازارها شد و از این طریق موجب تغییر روش کسب و کار در آن زمان گردید. مزیتهای رقابتی فراوانی برای شرکتهایی که در کنار راهآهن قرار داشتند به وجود آورد. با این حال فناوریهای جدید با فناوریهایی مثل راه آهن تفاوت عمده دارد و عامل تفاوت این است که فناوری اطلاعات و ارتباطات تمام حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دولت، امنیت، بهداشت، اشتغال و... را تحت تاثیر قرار داده است.بررسیها نشان می دهد که در سال 1965 فناوری اطلاعات و ارتباطات حدود پنجدرصد از هزینه های سرمایه گذاری شرکتها را به خود اختصاص داده است، این رقم در دهه 1980 به 15 درصد افزایش یافت و در ابتدای دهه 1990 هزینههای سرمایهگذاری فناوری اطلاعات شرکتها به 20 درصد و در انتهای دهه 1990 به 50 درصد کل هزینه های سرمایه گذاری شرکتها افزایش می یابد.این روند حاکی از اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در کسب و کار شرکتهاست، به طوری که این فناوری بنیان کسب و کار را تغییر داده است و می تواند به مزیتهای استراتژیک برای شرکتها تبدیل شود.گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای توسعه یافته باعث افزایش کارایی اقتصاد این کشورها شده است و بهبود عملکرد سازمانها، ظهور بازارهای جدید، بهبود متغیرهای خرد و کلان اقتصادی کشورهای توسعه یافته از دهه 1990، حاصل سیاستهای اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها است.
بی شک همه کشورها به اهمیت اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمام حوزهها پی برده اند و در برخی موارد آن را به عنوان ابزار توسعه و راه میانبر کشورهای درحال توسعه مطرح می کنند. سوال مهمی که در این میان برای کشورهای درحال توسعه مطرح می شود این است چگونه می توان فناوری اطلاعات و ارتباطات را در کشور باتوجه به ساختار و ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فنی گسترش داد تا منافع آن را حداکثر و مضرات احتمالی آن را در حداقل نگه داشت.
برای استفاده از این فناوری به عنوان ابزار توسعه باید سیاستهای مطلوب و بهینه گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات باتوجه به امکانات و ساختار موجود کشور اتخاذ تا موجب افزایش کارایی اقتصادی شود.
منابع :
۱. دیوید کلمن, فورد نیکسون, اقتصادشناسی توسعهنیافتگی, دکتر غلامرضا آزاد (ارمکی), موسسه انتشاراتی و فرهنگی وثقی, 1378
2. دکتر مصطفی سلیمیفر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382
فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای درحال توسعه و پیشرفت
نقش این فناوری در رشد و توسعه اقتصادی همه کشورهای درحال توسعه بر کسی پوشیده نیست ، ولی آنچه که کشورها را از همدیگر متمایز می سازد، نوع استراتژی است که درباره فناوری اطلاعات و ارتباطات اتخاذ میکنند . به طوری که سیاست متفاوت کشورها برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات میتواند رشد و توسعه اقتصادی آنها را متفاوت سازند .برخی از کشورهای درحال توسعه به نقش این فناوری در گسترش صادرات تمرکز دارند. گرچه این سیاست می تواند ارزآوری این کشورها را افزایش دهد ، ولی بسیاری از محققان اعتقاد دارند که نقش صادراتگرایی فناوری اطلاعات و ارتباطات برای کشورهای درحال توسعه زیاد مطلوب نیست و نمی تواند برای این کشورها عاملی باشد که باعث انتقال اقتصاد آنها از مرحله معیشتی به تجاری باشد . زیرا در این سیاست پایه فعالیتهای اقتصادی کشور گسترش پیدا نمی کند و تنها باعث گسترش یک بخش خاص (بخش خارجی) می شود و نمیتواند امکان توسعه همه جانبه اقتصاد کشور را فراهم سازد. ولی اگر فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها داخلی باشد، یعنی عمدتاً در اقتصاد داخلی استفاده شود ، اثرگذاری آن برکل اقتصاد بیشتر از حالت قبل بوده و می تواند به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی ، نقش اساسی ایفا کند و در مقابل حالت قبل ، فرصتهای بیشتری را برای تولید فراهم سازد و شتاب رشد تولید ناخالص داخلی کشور را افزایش دهد .
منابع :
۱. دکتر محمود متوسلی, توسعه اقتصادی, سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت), 1382
2.دکتر ابراهیم رزاقی, گزیده اقتصاد ایران, انتشارات امیرکبیر, 1375
ü بهره وري در كشورهاي توسعه يافته و پیشرفته
تاكنون كسي به اين سوال جواب صريح نداده است كه مقدار لازم و كافي فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه و پبشرفت اقتصادي کشورها چقدر است ؟ روزگاري كشورهاي صنعتي خود توسعه نيافته بودند و قطعاً گذر از مراحل مختلف توسعه آنها از طريق برنامه ها و كمكهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات انجام نگرفته است . حتي برخي از محققان پا را فراتر نهاده و اعتقاد دارند كه در كشورهاي صنعتي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش مهمي در افزايش بهره وري اين كشورها ندارد.1
«سولو» اولين بار ، چنين استدلالهاي متناقضي را بيان نمود . وي مي گويد كه «شما رشد رايانه را ميتوانيد در همه جا ملاحظه كنيد ، ولي داده هاي بهره وري چنين رشدي را از خود نشان نميدهند.»2
اين تناقضات از راههاي مختلف توجيه مي شود ، يکي اينکه چون اقتصادهاي پيشرفته، اقتصادهايي هستند که در شرايط کارا عمل مي كنند ، لذا معرفي فناوري اطلاعات و ارتباطات در چنين اقتصادهايي تنها مي تواند يک اثر نهايي داشته باشد ، يعني اگر چه معرفي هر واحد توليدات و خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات مي تواند بر توليد ناخالص داخلي اين کشورها اثر بگذارد ، ولي اين اثرات به طور چشمگيري فزاينده نخواهد بود.
بر خلاف تجربه کشورهاي صنعتي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات در کشورهاي درحال توسعه ، مي تواند يك عامل اساسي ومهم در جهت دسترسي سريع اين كشورها به مراحل بالاتر توسعه باشد . از آنجائي كه اقتصادهاي در حال توسعه در شرايط کارا و بهينه عمل نمي کنند لذا معرفي فناوري اطلاعات و ارتباطات در چنين اقتصادهايي باعث مي شود ، پتانسيلي در اختيار اين اقتصادها قرار گيرد تا مراحل توسعه اقتصادي را با سرعت بيشتري طي كند . در مقاله حاضر دو استراتژي استفاده داخلي فناوري اطلاعات و ارتباطات و صادرات توليدات و خدمات اين فناوري (به عنوان منبع ارزآوري كشور) باهم مقايسه مي شود كه كداميك از اين دو در توسعه و پیشرفت اقتصادي كشورها بخصوص كشورهاي درحال توسعه و ايران از اهميت بيشتري برخوردار است .
منابع :
1. كِيت گريفين, راهبردهاي توسعه اقتصادي, حسين راغفر, محمدحسين هاشمي, نشر ني, 1382
2. دكتر مصطفي سليميفر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382
ü موانع توسعه اقتصادي توسعه اقتصادي يك فرآيند چند وجهي است كه پيامد تغيير و تحولات همه جانبه در ابعاد سياسي – اجتماعي و اقتصادي ميباشد. الفباي انجام توسعه نظام برنامهريزي ميباشد در واقع بدون يك برنامهريزي انجام توسعه در هيچ بعد آن انجام پذير نخواهد شد.
سابقه برنامهريزي در ايران به سالهاي 1327 باز ميگردد كه در اين سال اولين برنامه هفت ساله كه در واقع مجموعهاي از طرحهاي عمراني بود تنظيم شد.
اندك زماني پس از تصويب ماده واحده قانون اجراي برنامه هفت ساله اول عمراني كشور ، تاريخچه تنظيم برنامه هفت ساله عمران و آبادي ايران به ضميمه مجله شماره 98 بانك ملي ايران ، در چاپخانه بانك ملي به طبع رسيد. اين گزارش كه حاوي متن لايحه قانوني برنامه هفت ساله اول نيز ميباشد به عنوان نخستين سند رسمي ادبيات توسعه ايران محسوب ميشود. از آن هنگام تا كنون عقربه بزرگ زمان 50 سال به جلو آمده است. در اين 50 سال ، تاريخ اقتصادي ايران 7 برنامه به خود ديده است
لازمه توسعه علمی
نهادينه شدن علم، لازمة توسعة علمي و تكنولوژيك
علم خصلتي اجتماعي دارد، بنابراين تا علم نهادينه نشود، نميتوان از توسعة علمي و تكنولوژيك صحبت كرد. ممكن است مراكز تحقيقاتي هم تأسيس كنيم و اين مراكز رشد هم كنند، ولي اگر علم در جامعه نهادينه نشود، اين مراكز تحقيقاتي نميتوانند به تقاضاها و نيازها پاسخ دهند. علم خاستگاه و چارچوبهاي اجتماعي دارد و بايد اين نهادها و چارچوبها را جدي گرفت. براي نهادينه شدن علم و تكنولوژي بايد درك درستي از آن وجود داشته باشد و براي ايجاد، رشد و گسترش اين درك بايد آموزش علوم را تقويت و حمايت كرد.
یکی از موانع پیشرفت
سستی و کاهلی
مولانا در دفتر دوم مثنوی به انتقاد از کسانی می پردازد که دائماً فردا فردا می کنند و ریشهکن کردن معایب اخلاقی شان را به تاخیر می اندازند. آدمهایی که فکر می کنند الی الابد برای ساختن خود وقت دارند و هر گاه اقدام به خود سازی بکنند دیر نیست.
شخصی در میانهی راهی ریشهی خاری کاشته بود. مردم او را به نصیحت گفتند که این ریشهی خار را بکن که مایهی عذاب خواهد شد امّا او قبول نمی کرد. بعد از مدتی خار سر برآورد و رهگذران را زخمی می نمود و چنان شد که فقیر و غنی از زخم آن بی نصیب نماندند. حاکم به ان شخص گفت که خار را هر چه زودتر بکند ولی آنشخص هی امروز و فردا می کرد. بعد از مدتها خار بزرگ و بزرگتر شد و چنان محکم که کندنش کار هر کسی نبود.
ü نگرش هايي که مانع پیشرفت در زندگی می شوند ؟
1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید
این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.
2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم
منظور این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.
3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی
هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.
4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده
میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.
5- پذیرش جبر مطلق
این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.
6- قدر و لیاقت شما محدود نیست
این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.
7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند
دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟
8- هیچ کس مرا قبول ندارد
من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.
9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم
من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.
10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید
ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.
منبع: سايت آفتاب
ü ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح میدهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفتگرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفتگرای کم پایداری زیادی نشان میدهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه میدهند.
رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند.
زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینههای اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش میکند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق میافتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح میشود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت میتوان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظایف را یک هدف مثبت در نظر میگیرند و در این زمینه تلاش میکنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست مییابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است.
دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت میگردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان میدهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث میشود که آنها به مشکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند. تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی میشود، میتوان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمیشوند، سعی میکنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینههای اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.
منبع: دانشنامه رشد
عوامل پیشرفت همه جانبه کشوراز نظر ریاست محترم جمهوری
عوامل پیشرفت همه جانبه کشوراز نظر ریاست محترم جمهوری
وحدت
خلا قیت
همبستگی
ایمان به خدا
عشق به خدا
عشق به وطن
کار علمی وعلم آموزی
دلسوزی برای یکدیگر
تلاش و مجاهدت پیگیر
نگاه به قله های بلند وآرمانهای الهی
موانع پيشرفت از نظر رياست محترم جمهور
تفرقه
سستي
آسيب پذيري فرهنگي
عدم شناخت دشمنان و توطئههاي آنها
عدم دفاع جانانه در مقابل هجوم دشمنان
از دست دادن خودباوري ، شجاعت ، ابتكار و خلاقيت
از دست دادن فرصتها
تحقیق وپزوهش گامی بلند برای رسیدن به توسعه وپیشرفت تعالی
اطلاعات، دانش و فناوری در حال تغییر، موجودیت بشر امروزی هستند. علم و فناوری در عصر تحولات شگرف اطلاعاتی و ارتباطاتی به عوامل مهم قدرت در عرصه جهانی تبدیل شده اند. در عصر تحولات، توازن قدرت اقتصادی متکی به عصر تولید اطلاعاتی، کارآمدی یا ناکارآمدی کشورها در گردونه های دیگر توانمندی یا ضعف آنها بستگی تام به نحوه بهره مندی آنها از علم و فناوری دارد. بنابراین مبنای قدرت و حیات در جهان کنونی به چهار عامل ذیل بستگی دارد: ۱) میزان برخورداری از علم و دانش ۲) فرهنگی کردن علم ۳) سرمایه گذاری در تربیت محقق ویژه ۴) تولید ایده نو و تبدیل آن به محصول بنابراین در تحقیق و توسعه و میزان پیشرفت هر کشور، رابطه مستقیم وجود دارد و کشورهایی که در زمینه تحقیق و توسعه بیشترین هزینه را متحمل شده اند آنهایی هستند که صاحب فناوری و صنایع پیشرفته هستند. مطالعات نظری و تجربی نشانگر آن است که عامل حیاتی رشد و توسعه اقتصادی، پیشرفت های علمی و فناوری و کلید این پیشرفت ها نیز، تحقیق و توسعه است. در اواسط دهه ۱۹۸۰ پل رومر ارتباط میان رشد اقتصادی و اقتصاد اندیشه ها را تنظیم نمود. براساس نظریه رومر، رقابت پذیر بودن ویژگی ذاتی اندیشه هاست. نکته مهمی که رومر بر آن تأکید کرده، این است که اندیشه ها نسبت به کالاهای اقتصادی بسیار متفاوت هستند. اغلب کالاهای ساخت بشر رقابت پذیر هستند. یعنی استفاده از یک کالا مانع از استفاده دیگری از همان کالا می شود. در مقابل اندیشه ها رقابت ناپذیر هستند. وقتی یک اندیشه خلق شد، هرکسی که نسبت به آن اندیشه آگاهی یابد، می تواند از مزیت مربوطه نیز بهره مند گردد بدون آنکه برای استفاده از آن ایده و دانش مبلغی را بپردازد. از سوی دیگر اگر مصرف کنندگان هم حاضر باشند در ازای بهره مندی از این اندیشه هزینه ای را تقبل نمایند هزینه این کالا تقسیم ناپذیر است و نمی توان آن را تجزیه کرد. از ویژگی های مهم دیگر اندیشه ها این است که حداقل در برخی از موارد تفکیک پذیر است. کالاهایی که تفکیک پذیر هستند این امکان برای عرضه کنندگان مهیا است که منافع حاصل از تولید در اختیار آنان قرار گیرد. اما در مورد کالاهای غیر قابل تفکیک وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد. این کالاها هرچند هم که دارای آثار جانبی گسترده ای باشند و افراد جامعه از این کالاها استفاده کنند اما تولید کنندگان آنها نمی توانند به منافعی که برای تولید این چنین کالاهایی صرف کرده اند دست یابند. همچنین می توان به این نکته اشاره کرد که میزان تفکیک پذیری یک کالا توسط میزان قدرت مالک آن در اخذ مبالغی از استفاده کنندگان کالا تعیین می شود. بنابراین ساز و کار بازار برای چنین کالایی که نمی توان قیمت آن را تعیین کرد ناتوان است و برای تولید و عرضه آن چاره ای نیندیشیده است. بازار وقتی کارا عمل می کند که خریدار و فروشنده بر قیمت معین به توافق برسند. به عبارتی دیگر قیمت هایی که از هزینه نهایی حاصل شده است می تواند هماهنگ کننده تصمیمات تولید کنندگان و مصرف کنندگان باشد. در این صورت سیستم بازار برای سه پرسش اساسی اقتصاد یعنی چه، چگونه و برای کی یک راه حل بهینه ارائه می دهد. حالا هنگامی که برای یک کالا هزینه نهایی وجود نداشته باشد و یا نمی توان به سادگی محاسبه کرد آیا آن کالا نباید به مرحله تولید برسد در این گونه موارد دولت برای خلق ایده های نو که اساس پیشرفت و توسعه یک کشور در قرن حاضر محسوب و برای عموم منافعی را ایجاد و در ادبیات اقتصادی با عنوان آثار مثبت خارجی معروفیت می یابد باید پا به میان بگذارد. وظایف دولت که در زمانی به برقراری نظم و امنیت و دفاع از کشور خلاصه می شد به یکباره دچار تغییر و تحول می شود و به تولید کالایی دست می زند که مبنایی برای عرضه محصولات اقتصادی توسط واحدهای بخش خصوصی است. لذا نقش دولت در دوران دانایی محوری به قبل از تولید و هنگامی که یک کالای اقتصادی پا به دوران حیات نگذاشته است بر می گردد. دولت به خلق اندیشه زمینه را برای فعالیت های تحقیق و توسعه که منجر به تکنولوژی و فناوری می شود و بنگاه های بخش خصوصی آنها را مورد بهره برداری قرار می دهند، فراهم می کند. در این حالت بخش خصوصی با استفاده از نوآوری و با تولید محصولات جدید یا ایجاد فرآیند های جدید به منافعی قابل ملاحظه دست می یابد. در اینجا دیگر نمی توان ماهیت کالاهای عمومی را برای محصول فعالیت های تحقیق و توسعه قائل شد زیرا این کالاها از سه ویژگی مهم کالاهای اقتصادی یعنی رقابت پذیری، مالکیت و کیفیت برخوردارند. همانطور که در مطالب فوق اشاره شده برای این که یک کشور به این مرحله از توسعه دست یابد دولت ها باید نقش اساسی و فعلی را داشته باشند. به لحاظ نظریه دولت ها از سه ابزار در اختیار می توانند بهره گیرند: ۱) دادن یارانه مستقیم به مؤسسات پژوهشی برای انجام امور تحقیقاتی ۲) تأیید حقوق مالکیت نو آوری پس از پدید آوری اثر و محصول به منظور دادن امکان به شرکت های صاحب نوآوری برای بهره برداری از رانت انحصاری موقت ناشی از آن ۳) ایجاد انگیزه های مالیاتی از طریق تخفیف. بررسی حمایت های دولت از بخش پژوهش و فناوری بر پایه برنامه چهارم توسعه را می توان در قالب سه محور اصلی حمایت های مالی، نظام سازی و ساختار سازی و اصلاح سیاست ها، قوانین و مقررات خلاصه کرد. البته این تقسیم بندی حاکی از طیف وسیعی از اقدامات است که از ایجاد زمینه های قانونی و مقرراتی تا بر قراری نظام هایی همچون نظام ملی نو آوری گسترش می یابد. حمایت های مالی نیز متنوع است و در مجموع با هدف کمک به انجام پژوهش در بخش دولتی، حمایت از پژوهش های مأموریت گرا و حمایت از حقوق مالکیت فکری انجام می شود و آنچه بسیار اهمیت دارد اجرای موفق قانون بویژه در ارتباط با حمایت مالی مستقیم از مراکز و شرکت های کوچک متوسط، تأمین و پرداخت هزینه های ثبت امتیاز علمی، صندوق های غیر دولتی پژوهش و فناوری است از همین رو تجربه های جهانی مرتبط با استفاده از ابزارهای یارانه ای و تخفیف مالیاتی می تواند به کارآید. لذا در پایان به نظر می رسد فعالیت های زیر باید از سوی دولت جهت توسعه فعالیت های پژوهشی در ایران صورت گیرد: ▪ فراهم آوردن انتقال آزادانه پژوهش های بنیادی برای افزایش دسترسی به محصولات علمی. ▪ سرمایه گذاری و انجام حمایت های مالی از پژوهش های بنیادی دارای مالکیت عمومی و رقابتی. ▪ حمایت از سرمایه های انسانی به عنوان اصلی ترین نهاد پژوهش.
دیدگاه مقام معظم رهبری درباره الگوی توسعه وپیشرفت تعالی

آیتالله خامنهای با اشاره به پیشرفتهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و علمی بهت آور ملت ایران در 27 سال گذشته و قرار گرفتن ایران از لحاظ رشد علمی در درجات اول دنیا تأکید کردند: البته این به معنای نادیده گرفتن عقبماندگیهای تاریخی نیست ولی سرعت حرکت علمی در ایران شتاب زیادی گرفته به گونهای که امروز پیچیدهترین فنآوریها به دست توانای دانشمند جوان ایرانی طراحی و ساخته می شود. مقام معظم رهبری در بیان علت طرح لزوم بازشناسی الگوی پیشرفت کشور خاطرنشان کردند: هدف از تعریف شفاف و ضابطهمند از مدل پیشرفت، ایجاد یک باور همگانی در میان نخبگان و عامه مردم درخصوص ضرورت تعیین الگوی صحیح توسعه است. ایشان در همین زمینه افزودند: غربیها در تبلیغات خود، اینگونه القاء کرده اند که توسعه و پیشرفت مساوی با غربی شدن است و متأسفانه برخی از کارگزاران و نخبگان کشور نیز مدل پیشرفت را صرفاً یک مدل غربی می دانند که این مسئلهای غلط و خطرناک است. ایشان شکستن این طلسم را یک وظیفه مهم برشمردند و تصریح کردند: به طور قاطع میگویم الگوی غرب برای توسعه یک الگوی ناموفق است زیرا با وجود دستیابی کشورهای غربی به ثروت و قدرت، ارزشهای انسانی و معنویت در این جوامع از بین رفتهاند. آیت الله خامنهای با تأکید بر اینکه تنظیم الگوی پیشرفت کشور براساس الگوی اسلامی – ایرانی یک مسئله حیاتی است خاطرنشان کردند: اگر این الگوی اسلامی – ایرانی در مرحله عمل به اجرا گذاشته شود، قطعاً به الگوی مورد استفاده کشورهای دیگر تبدیل خواهد شد همانگونه که بسیاری از کارها و موفقیت های ملت و کشور ایران برای دیگر کشورها و ملتها الگو شده است. مقام معظم رهبری دلیل به نتیجه نرسیدن مدل توسعه غربی در نظام اسلامی را ماهیت متفاوت مبانی دیدگاه اسلام و غرب نسبت به پیشرفت و جایگاه انسان در این پیشرفت دانستند و افزودند: در دیدگاه غرب، پیشرفت مادی و محور آن سود مادی است بنابراین در چنین دیدگاهی اخلاق و معنویت می تواند قربانی پیشرفت شود. ایشان با تأکید بر اینکه در دیدگاه اسلام پیشرفت مادی هدف نیست بلکه وسیلهای برای رشد و تعالی انسان است، خاطرنشان کردند: در جهان بینی اسلام، ثروت، قدرت و علم، وسیله رشد انسان و زمینه ساز برقراری عدالت، حکومت حق، روابط انسانی در جامعه و دنیای آباد هستند. آیتالله خامنهای، با اشاره به اختیار انسان برای پیمودن مسیر خودپرستی تا خداپرستی به منظور رسیدن به رستگاری در دیدگاه اسلام و مذموم بودن دلبستگی به دنیا در این مسیر تأکید کردند: در عین حال اسلام از زوایه اجتماعی، وظیفه انسان را مدیریت دنیا و استفاده از استعدادهای فراوان طبیعی برای آبادانی دنیا می داند. مقام معظم رهبری الگوی پیشرفت مبتنی بر معنویت، را مدل مطلوب توسعه دانستند و خاطرنشان کردند: افرادی که در مراکز برنامه ریزی و علمی کشور درخصوص مسائل اصلی همچون مسائل اقتصادی و سیاسی متمرکز هستند باید از الگوها و دستورالعمل های غربی پرهیز کنند. ایشان، استقلال ملت ایران را مثال زدنی خواندند و تأکید کردند: باید با پرهیز از انفعال دربرابر حرکت قدرتمندان عالم، این استقلال در همه عرصهها نشان داده شود. آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه ملت ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به ویژه در دوران دفاع مقدس همواره در مقابل فشار تبلیغات دشمن مقاومت کرده است، خاطرنشان کردند: در چنین شرایطی، دشمن سخن از تحریم میگوید در حالیکه تحریم مسئله جدیدی نیست؛ زیرا ملت ایران همواره در تحریم قرار داشته و در عین حال پیشرفتهای علمی خود را در شرایط تحریم به دست آورده است. مقام معظم رهبری تأکید کردند: تقویت اعتماد به نفس ملی و همت، مجاهدت و اتحاد در کشور زمینه ساز رسیدن به اهداف والاست. ایشان همچنین دانشجویان را به نقد منصفانه و نقدپذیری متواضعانه و تحمل و مدارای سیاسی در محیط های دانشگاهی، لزوم حفظ اصول و روحیه آرمانگرایی در میان دانشجویان و پرهیز از محافظه کاری، و توجه بیش از پیش به تحقیق، پژوهش و تعمیق علمی و خودسازی اعتقادی و عملی و جدی گرفتن ورزش توصیه کردند.
عوامل پيشرفت وسقوط از منظر علي (ع):
دولتها وجوامع زماني به انحطاط گرايش پيدا مي كنند كه اصول ارزشي از بين برود ونيرنگ به عنوان ارزش مورد قبول قرار بگيرد.فرومايگان سمت ها ومسئوليت ها را بر عهده بگيرند و كساني كه فاضل هستند منزوي شوند(شرح غرر و درر، ج6،ص 449.)
اگر اصول ارزشي چون صداقت امانت داري تلاش وكوشش وعدالت وآزادي در جامعه بر جسته شوند وانسان هاي شريف وفاضل عهده دار مسئوليت هي گوناگون شوند آنجامعه پيشرفت خواهد كرد
امام علي (ع)مي فرمايد بدبختي دولت ها به چهار چيز است 1- بدي تدبير2- زشتي اسراف وتبذير 3- كمي اعتبار 4- بسيار مغرور يا بسيار پوزش خواستن(شرح غرر و درر، ج 6، ص450،)
علل پيشرفت يك امت و نشانههاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) تبيين شده است كه به آن اشاره مىشود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛(1) دولتها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا مىكنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايه گان سمتها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند.
بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پستهاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسانهاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند ، مىتواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط مىرود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است وانسانهاى شريف و فاضل مسئوليتهاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد.
عوامل پيشرفت از نظر امام صادق(ع)
امام صادق (ع) مي فرمايد عوامل پيشرفت در سه چيز است:
1-جامعه وقتي پيشرفت مي كند كه فرمان روايان ومسئولين سياسي هوشمند وخير خواه جامعه
2-داشتن فقهاي آگاه ومديرو ومدبر وارسته وپارسا دين شناس وديندار
3-پزشك حاذقي كه مورد اطمينان جامعه باشد(اصول كافى، ج 1، ص32.)
ü تعريف رشد و توسعه :
مقصود از « رشد » صرف افزايش توليد می باشد و بنابراين يك مفهوم كمی است ، اگر در دوره ای معين توليد در جامعه ای نسبت به دوره قبل افزايش يابد می گوييم رشد صورت گرفته است اين افزايش می تواند ناشی از افزايش سطح زير كشت ، تاسيس كارخانجات جديد ، گسترش و وسعت بخشيدن به مراكز توليد فعلی و ... باشد .
اما مفهوم توسعه « دلالت بر ظهور پديده ديگری در كنار افزايش توليد دارد و آن را می توان يك مفهوم كيفی دانست هر گاه جامعه ای با بكارگيری روشهای بهتر و تكنولوژی مناسبتر ظرفيت توليدی خويش را افزايش داده و بدين ترتيب از امكانات و منابع خويش به طريق بهتری استفاده نمايد می گوييم در مسير توسعه و پيشرفت گام بر می دارد .»
مشاهده می گردد كه مفهوم توسعه دلالت بر رشد نيز دارد، يعنی استفاده بهتر از منابع و امكانات لزوما افزايش توليد را به دنبال دارد ولی هر افزايش توليدی را نمی توان توسعه دانست اگر توجه خويش را به مثال سطح زير كشت معطوف مي نماييم . می توان افزايش توليد ناشی از افزايش سطح زير كشت را رشد وافزايش توليد ناشی از بهبود روشها ، بكارگيری بذر اصلاح شده و سموم دفع آفات نباتی و تكنولوژی برتر را مثالی برای توسعه قلمداد نمود .
منابع:
ماهنامه پاسداراسلام،شماره ۲۹۸
اگر اصول ارزشي چون صداقت امانت داري تلاش وكوشش وعدالت وآزادي در جامعه بر جسته شوند وانسان هاي شريف وفاضل عهده دار مسئوليت هي گوناگون شوند آنجامعه پيشرفت خواهد كرد
امام علي (ع)مي فرمايد بدبختي دولت ها به چهار چيز است 1- بدي تدبير2- زشتي اسراف وتبذير 3- كمي اعتبار 4- بسيار مغرور يا بسيار پوزش خواستن(شرح غرر و درر، ج 6، ص450،)
علل پيشرفت يك امت و نشانههاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) تبيين شده است كه به آن اشاره مىشود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛(1) دولتها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا مىكنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايه گان سمتها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند.
بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پستهاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسانهاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند ، مىتواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط مىرود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است وانسانهاى شريف و فاضل مسئوليتهاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد.
عوامل پيشرفت از نظر امام صادق(ع)
امام صادق (ع) مي فرمايد عوامل پيشرفت در سه چيز است:
1-جامعه وقتي پيشرفت مي كند كه فرمان روايان ومسئولين سياسي هوشمند وخير خواه جامعه
2-داشتن فقهاي آگاه ومديرو ومدبر وارسته وپارسا دين شناس وديندار
3-پزشك حاذقي كه مورد اطمينان جامعه باشد(اصول كافى، ج 1، ص32.)
ü تعريف رشد و توسعه :
مقصود از « رشد » صرف افزايش توليد می باشد و بنابراين يك مفهوم كمی است ، اگر در دوره ای معين توليد در جامعه ای نسبت به دوره قبل افزايش يابد می گوييم رشد صورت گرفته است اين افزايش می تواند ناشی از افزايش سطح زير كشت ، تاسيس كارخانجات جديد ، گسترش و وسعت بخشيدن به مراكز توليد فعلی و ... باشد .
اما مفهوم توسعه « دلالت بر ظهور پديده ديگری در كنار افزايش توليد دارد و آن را می توان يك مفهوم كيفی دانست هر گاه جامعه ای با بكارگيری روشهای بهتر و تكنولوژی مناسبتر ظرفيت توليدی خويش را افزايش داده و بدين ترتيب از امكانات و منابع خويش به طريق بهتری استفاده نمايد می گوييم در مسير توسعه و پيشرفت گام بر می دارد .»
مشاهده می گردد كه مفهوم توسعه دلالت بر رشد نيز دارد، يعنی استفاده بهتر از منابع و امكانات لزوما افزايش توليد را به دنبال دارد ولی هر افزايش توليدی را نمی توان توسعه دانست اگر توجه خويش را به مثال سطح زير كشت معطوف مي نماييم . می توان افزايش توليد ناشی از افزايش سطح زير كشت را رشد وافزايش توليد ناشی از بهبود روشها ، بكارگيری بذر اصلاح شده و سموم دفع آفات نباتی و تكنولوژی برتر را مثالی برای توسعه قلمداد نمود .
منابع:
ماهنامه پاسداراسلام،شماره ۲۹۸
مقام معظم رهبري بر نقش معلمان در پيشرفت و تعالي جامعه تاكيد كردند
نقش معلمان هنرمند ، جهادگر و دلسوز در پيشرفت و عالي جامعه از تبديل خاك به طلا نيز با ارزش تر است .آيت الله خامنهاي در اين ديدار كه در روز معلم و سالروز شهادت استاد مطهري برگزار شد ، "معلمي" را، افروختن چراغ "حيات بخش هدايت و دانايي" در دل و جان انسانها برشمردند و در تبيين اهميت بينظير اين مسووليت خاطرنشان كردند: هر كدام از آثار بسيار با ارزش، عالمانه و عميق شهيد مرتضي مطهري كه حاصل و نتيجه جايگاه معلمي ايشان است چراغ جاودانهاي است كه در ذهن و دل جامعه روشن شده ،بنابراين ارزش "معلمي" در معنا و مفهوم عمومي آن، حقيقتا بسيار با عظمت و حيات بخش است.رهبر انقلاب اسلامي، معلمي آموزش و پرورش را، جلوه برجستهاي از مفهوم عام معلمي دانستند و افزودند: اين نقش استثنايي، در مقايسه با تاثير ديگر معلمان زندگي انسان، يعني "پدر و مادر" و استادان و دانشمندان نيز نقشي بالاتر است.آيت الله خامنهاي اهميت ويژه معلمان را ناشي از تاثير بيبديل "آموزش و پرورش" در حيات فرد و جامعه خواندند و افزودند: همه افراد جامعه در دوران طلايي فراگيري خود يعني از دبستان تا پايان دبيرستان، وارد كارگاهي عظيم و قرنطينهاي عمومي ميشوند كه نقش آفرين اساسي آن "معلم" است و به همين علت معلمي حقيقتا شغلي شريف و با عظمت است.ايشان ، برخورداري از جامعهاي مستقل، مستعد، با اخلاق ، پاكدامن ، شجاع ، مبتكر، مدبر ، نقدپذير ، قانون پذير، سختكوش و آرمان طلب را آرزوي همه ملتها خواندند و افزودند : تحقق اين آرزوي بزرگ در گرو "كار و تلاش" معلمان است و لذا "معلمي" در اذهان جامعه بشري نيز از جايگاهي بينظير برخوردار است .رهبر انقلاب اسلامي ، " مجموعه آموزش و پرورش " را حساسترين دستگاه كشور برشمردند و افزودند: تجليل و تكريم از معلم در نظام اسلامي، تعارف و حرف نيست بلكه حقيقتي است كه از شان و شرافت معلمي سرچشمه گرفته است .ايشان، تكريم معلمان را وظيفه آحاد مردم، خانوادهها و مسوولان برشمردند و در عين حال خاطرنشان كردند: معلمان پرتلاش كشور بايد بيش از ديگران قدر جايگاه حساس خود را بدانند و به اين نكته توجه كنند كه اگرچه معلمي مثل ديگر مشاغل، راهي براي گذراندن معيشت نيز هست اما دغدغه و مسئله اصلي يك معلم، رسالت و مسووليت عظيمي است كه در تحقق سرنوشت روشن جامعه و كشور بردوش او قرار دارد.ايشان، فعاليتهاي نظام آموزش و پرورش را خوب ارزيابي كردند و افزودند: بايد با استفاده از افراد فرزانه و انديشمند موجود در آموزش و پرورش، حركتي تحول گونه در اين بخش و در "ساماندهي و شكل و محتواي" محيطهاي آموزشي و مطالب درسي صورت گيرد تا آينده روشن اين مجموعه در پرتو تدين، علاقه مندي و دلسوزي موجود در معلمان محقق شود.آيت الله خامنهاي جامعه معلمان كشور را جامعهاي دلپذير، پاكدامن، متعهد، كوشا و صبور خواندند و با اشاره به تلاش دشمن براي تاثيرگذاري برقشرهاي مهم مردم افزودند: همان گونه كه در پيام سال جديد گفته شد دشمنان ملت ايران امسال سه هدف اساسي، يعني جلوگيري از پيشرفت علمي، ايجاد عقب ماندگي اقتصادي و تفرقه افكني درصفوف متحد مردم را پيگيري ميكنند و معلمان به علت اهميت و حساسيت اين شغل، همچون ۲۷سال اخير يكي از اهداف اصلي اين توطئهها هستند اما جامعه معلمان همچون گذشته، مثل كوه در مقابل امواج فشار و توطئه ايستاده است.آيت الله خامنهاي با اشاره به حركت رو به پيشرفت علمي ، سياسي، اقتصادي و دفاعي كشور خاطرنشان كردند: ديكتاتورهاي جهان با توجه به پيشرفت روزافزون ايران و تاثيرپذيري محسوس ملتهاي مسلمان از نفوذ معنوي و آرماني انقلاب اسلامي، همه تلاش و امكانات خود را براي متوقف كردن ملت ايران به كار گرفتهاند، اما ملت و مسوولان نظام با تكيه بر "عقل، شجاعت و احساس مسووليت جمعي" و با توكل بر خدا اين راه افتخارآفرين را ادامه مي دهند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
