۱۳۸۷ فروردین ۲۵, یکشنبه

 موانع توسعه فرهنگي در ايران

ü موانع توسعه فرهنگي در ايران

توسعه عبارتست از فرايند بسيار پيچيده‌اي كه طي آن جامعه از يك دوران تاريخي به دوران جديدي منتقل مي‌شود اين فرايند در هر مرحله از جريان انتقالي خويش ابعاد مختلف زندگي را متحول مي‌سازد. اين مجموعه ارتباطات متقابل و چند سويه در نهايت جامعه‌اي نو به وجود مي‌آورد كه در آن تمامي‌ابعاد زندگي بشري و به صورت بنيادين نسبت به وضعيت گذشته خويش متحول مي‌شود. فرهنگ مجموعه افكار و اعمال، بايدها و نبايدها، هنجارها، ارزش‌ها و نظام اعتقادات يك جامعه مشتمل بر سنت‌ها، آداب و رسوم، مذاهب، ايدئولوژي، تشريفات مذهبي و زبان است كه در جامعه انساني مشترك هستند. مفهوم توسعه فرهنگي عبارتست از دگرگوني كه از طريق تراكم برگشت‌ناپذير عناصر فرهنگي در يك جامعه معين صورت مي‌پذيرد و بر اثر آن، جامعه كنترل همواره موثرتر را بر محيط طبيعي و اجتماعي اعمال مي‌كند. در اين تراكم برگشت‌ناپذير، معارف فنون، دانش و تكنيك به عناصري كه از پيش وجود داشته و از آن مشتق گشته است، افزوده مي‌شود.
هنگامي‌كه يك يا برخي از عنصرهاي فرهنگي جامعه دگرگون مي‌شود، به ناگزير تناسبي كه بين آن عنصر و عنصرهاي ديگر برقرار است، از ميان مي‌رود. در نتيجه تاخر فرهنگي پديد مي‌آيد. تاخر فرهنگي بر عقب ماندن يك عنصر فرهنگي از عنصر فرهنگي ديگر اطلا‌ق مي‌شود. كشورهاي توسعه نيافته در موقعيتي پا به عرصه اقتصاد، فرهنگ و سياست در نظام بين‌الملل گذاشتند كه غرب چندين قرن قبل به اين نظام شكل داده بود. در دوره استعمار و استثمار، پول پرستي و مصرف‌گرايي و علا‌قه به رفاه در كشورهاي توسعه نيافته رسوخ كرد. غرب در دوره استعمار روح سرمايه‌داري را به اين كشورها منتقل كرد اما ناسيوناليسم، فرهنگ و ساختار لا‌زم براي فعاليت متعادل اقتصادي و توسعه صنعتي را عرضه ننمود. بسياري از تحليلگران علل مهم گستردگي و كيفيت رشد و توسعه اين كشورها را در بافت فرهنگي آنان جست‌وجو كرده و معتقدند كه اصول فرهنگي اين كشورها نيازهاي لا‌زم فرهنگي توسعه اقتصادي را ميسر نساخته است. هم اكنون جوامع خاور دور با سرعت شگفت‌انگيزي به بهره‌برداري از منابع اقتصادي خود مي‌پردازند. نتيجه آن كه كشورهاي توسعه نيافته از قبيل ايران با بافت‌هاي متنوع داخلي روبرو هستند. در برنامه‌ريزي‌هاي توسعه در اين قبيل كشورها بايد مبتني بر شناخت عميق از سير تحولا‌ت بين‌المللي و روندهاي بنيادي در گذشته و آينده باشد كه در آن جايگاه حقيقي كشورهاي توسعه نيافته و كشور مورد نظر با دقت بررسي مي‌شود. رويارويي نمونه‌برداري، گزينش يا تقليد از غرب همه بيانگر نوعي جريان پيچيده فرهنگ است. واقعيت اين است كه در مقطع زماني خاصي، تحول و دگرگوني فرهنگي اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسيد. شرايط و موقعيت خاص جغرافيايي و سياسي هر كشور بر شدت و ضعف اين جريان اثر مي‌نهاد و دولتمردان را وامي‌داشت تا بسته به وضع ويژه واحد سياسي خود به تصميم‌گيري دست زنند. از آنجا كه تعارض‌هاي پيشين بر سر استقرار ارزش‌هاي نو به جاي ارزش‌هاي سنتي و حاكم شكل گرفته است. فرهنگ‌هاي آسيايي براي غلبه بر مشكلا‌ت ناشي از رويارويي با غرب ناچار به تحول پيچيده و دشوار دروني تن دادند و براي ورود به عرصه دولت،‌ ملت‌ها و ايجاد نوعي ساختار همه جانبه ملي، بخش‌هاي مختلف كشور را به هم نزديك ساختند. براي نيل به چنين سرانجامي‌كه در نهايت توسعه‌يافتگي را به ارمغان خواهد آورد، بايد ميان سه قشر صاحبان ثروت، صاحبان قدرت و صاحبان فكر نوعي تفاهم به وجود آيد و نخبگان ثروت، قدرت و انديشه همزيستي مسالمت‌آميز دست يابند. ماكس وبرو تالكوت پارسونز از جمله‌انديشه‌ورزاني بودند كه با مفهوم‌سازي و نگرش ساختاري در استحكام بخشيدن به آفات و زمينه‌هاي متشكل اجتماعي، نقش به سزايي ايفا كردند. البته تشكل اجتماعي به معناي ساختارگرايانه و روشن بودن جهت‌گيري كل نظام عموما در كشورهاي توسعه نيافته وجود ندارد. تمدن و فرهنگ ايران از استواري سه لا‌يه تمدني بر روي هم تشكيل شده است: تمدن و فرهنگ ايران باستان، تمدن و فرهنگ اسلا‌مي‌كه دعاوي آن بر حسب مقتضيات زمانه گهگاه شدت و ضعف يافته است و تمدن و فرهنگ غربي كه حدود دو قرن است در حوزه‌هاي مختلف جامعه ايران آثار شگرف به جاي گذاشته تا حدي كه واكنش تدافعي ميراث تمدن و فرهنگ اسلا‌مي‌را برانگيخته است.پارسونز جامعه را به گونه‌اي انتزاعي به تفسير مي‌كشد و نظام كنش را متشكل از چهار جز مي‌داند كه هر جز خود داراي يك نظام است. نظام فرهنگي، نظام اجتماعي، نظام رواني و نظام زيست شناختي. نظام فرهنگي بالا‌ترين اهميت را دارد چرا كه تضمين‌كننده اتفاق آراي هنجاري است كه يك نظام ارزشي مشترك به شمار مي‌رود. همه قسمت‌هاي نظام اجتماعي در درون يك كل عمل مي‌كنند و اين دربرگيرنده نظام واگذاري پاداش و امكانات است كه شامل قدرت هم مي‌شود; يعني نظام قشربندي. كاركردگرايان پيش از پارسونز تماما بر كاركردهاي يك ساختار يا نهاد اجتماعي براي ساختارها و نهادهاي ديگر تاكيد مي‌ورزيدند اما كاركردگرايان جديد مثل مرتون معتقدند كه تحليلگران پيشين انگيزه‌هاي ذهني افراد را با كاركردهاي ساختارها يا نهادها اشتباه گرفته بودند. نهايتا رهيافت كاركردگرايي نوعي نظريه قشربندي اجتماعي است. چرا كه قضيه كاركردي عمده اين است كه جامعه چگونه انسان‌ها را در چارچوب نظام قشربندي به سمت‌‌هاي شايسته‌شان سوق مي‌دهند و آنها را بر اين سمت‌ها مي‌نشاند. پديده نابرابري اجتماعي و تمايزات فرهنگي از اين ديدگاه امري طبيعي، همگاني و داراي كاركرد است.
استراتژی فناوری اطلاعات و ارتباطات و پیشرفت و توسعه اقتصادی
مقایسه تحولات سه دهه اخیر حاکی از آن است که این تحولات نسبت به گذشته تفاوت اساسی دارد که علت اصلی این اختلافها مربوط به انقلابی است که در این دهه ها رخ داده است.وقوع انقلاب اطلاعات و ارتباطات در این دهه ها باعث شده است که عصر حاضر نیز به نام عصر اطلاعات و ارتباطات نامیده شود. عاملی که باعث به وجود آمدن چنین عصری شده است، «فناوری اطلاعات و ارتباطات» است. این فناوری با فناوریهای عصر انقلاب صنعتی تفاوت اساسی دارد، راه‌آهن جدیدترین فناوری در اواسط قرن 19 بود. راه آهن با اتصال طولانی ترین واگن ها و سریعترین لکوموتیوها باعث تغییر بازارها شد و از این طریق موجب تغییر روش کسب و کار در آن زمان گردید. مزیتهای رقابتی فراوانی برای شرکتهایی که در کنار راه‌آهن قرار داشتند به وجود آورد. با این حال فناوریهای جدید با فناوریهایی مثل راه آهن تفاوت عمده دارد و عامل تفاوت این است که فناوری اطلاعات و ارتباطات تمام حوزه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، دولت، امنیت، بهداشت، اشتغال و... را تحت تاثیر قرار داده است.بررسیها نشان می دهد که در سال 1965 فناوری اطلاعات و ارتباطات حدود پنج‌درصد از هزینه های سرمایه گذاری شرکتها را به خود اختصاص داده است، این رقم در دهه 1980 به 15 درصد افزایش یافت و در ابتدای دهه 1990 هزینه‌های سرمایه‌گذاری فناوری اطلاعات شرکتها به 20 درصد و در انتهای دهه 1990 به 50 درصد کل هزینه های سرمایه گذاری شرکتها افزایش می یابد.این روند حاکی از اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در کسب و کار شرکتهاست، به طوری که این فناوری بنیان کسب و کار را تغییر داده است و می تواند به مزیتهای استراتژیک برای شرکتها تبدیل شود.گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای توسعه یافته باعث افزایش کارایی اقتصاد این کشورها شده است و بهبود عملکرد سازمانها، ظهور بازارهای جدید، بهبود متغیرهای خرد و کلان اقتصادی کشورهای توسعه یافته از دهه 1990، حاصل سیاستهای اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها است.
بی شک همه کشورها به اهمیت اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمام حوزه‌ها پی برده اند و در برخی موارد آن را به عنوان ابزار توسعه و راه میانبر کشورهای درحال توسعه مطرح می کنند. سوال مهمی که در این میان برای کشورهای درحال توسعه مطرح می شود این است چگونه می توان فناوری اطلاعات و ارتباطات را در کشور باتوجه به ساختار و ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فنی گسترش داد تا منافع آن را حداکثر و مضرات احتمالی آن را در حداقل نگه داشت.
برای استفاده از این فناوری به عنوان ابزار توسعه باید سیاستهای مطلوب و بهینه گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات باتوجه به امکانات و ساختار موجود کشور اتخاذ تا موجب افزایش کارایی اقتصادی شود.
منابع :
۱. دیوید کلمن, فورد نیکسون, اقتصادشناسی توسعه‌نیافتگی, دکتر غلامرضا آزاد (ارمکی), موسسه انتشاراتی و فرهنگی وثقی, 1378
2. دکتر مصطفی سلیمی‌فر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382

فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای درحال توسعه و پیشرفت
نقش این فناوری در رشد و توسعه اقتصادی همه کشورهای درحال توسعه بر کسی پوشیده نیست ، ولی آنچه که کشور‌ها را از همدیگر متمایز می سازد‌، نوع استراتژی است که درباره فناوری اطلاعات و ارتباطات اتخاذ می‌کنند . به طوری که سیاست متفاوت کشورها برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند رشد و توسعه اقتصادی آنها را متفاوت سازند .برخی از کشورهای درحال توسعه به نقش این فناوری در گسترش صادرات تمرکز دارند. گرچه این سیاست می تواند ارزآوری این کشورها را افزایش دهد ، ولی بسیاری از محققان اعتقاد دارند که نقش صادرات‌گرایی فناوری اطلاعات و ارتباطات برای کشورهای درحال توسعه زیاد مطلوب نیست و نمی تواند برای این کشورها عاملی باشد که باعث انتقال اقتصاد آنها از مرحله معیشتی به تجاری باشد . زیرا در این سیاست پایه فعالیتهای اقتصادی کشور گسترش پیدا نمی کند و تنها باعث گسترش یک بخش خاص (بخش خارجی) می شود و نمی‌تواند امکان توسعه همه جانبه اقتصاد کشور را فراهم سازد. ولی اگر فناوری اطلاعات و ارتباطات در این کشورها داخلی باشد، یعنی عمدتاً در اقتصاد داخلی استفاده شود ، اثرگذاری آن برکل اقتصاد بیشتر از حالت قبل بوده و می تواند به عنوان موتور رشد و توسعه اقتصادی ، نقش اساسی ایفا کند و در مقابل حالت قبل ، فرصتهای بیشتری را برای تولید فراهم سازد و شتاب رشد تولید ناخالص داخلی کشور را افزایش دهد .
منابع :
۱. دکتر محمود متوسلی, توسعه اقتصادی, سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت), 1382
2.دکتر ابراهیم رزاقی, گزیده اقتصاد ایران, انتشارات امیرکبیر, 1375


ü بهره وري در كشورهاي توسعه يافته و پیشرفته
تاكنون كسي به اين سوال جواب صريح نداده است كه مقدار لازم و كافي فناوري اطلاعات و ارتباطات در توسعه و پبشرفت اقتصادي کشورها چقدر است ؟ روزگاري كشورهاي صنعتي خود توسعه نيافته بودند و قطعاً گذر از مراحل مختلف توسعه آنها از طريق برنامه ها و كمكهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات انجام نگرفته است . حتي برخي از محققان پا را فراتر نهاده و اعتقاد دارند كه در كشورهاي صنعتي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش مهمي در افزايش بهره وري اين كشورها ندارد.1
«سولو» اولين بار ، چنين استدلالهاي متناقضي را بيان نمود . وي مي گويد كه «شما رشد رايانه را مي‌توانيد در همه جا ملاحظه كنيد ، ولي داده هاي بهره وري چنين رشدي را از خود نشان نمي‌دهند‌.»2
اين تناقضات از راههاي مختلف توجيه مي شود ، يکي اينکه چون اقتصادهاي پيشرفته‌، اقتصادهايي هستند که در شرايط کارا عمل مي كنند ، لذا معرفي فناوري اطلاعات و ارتباطات در چنين اقتصادهايي تنها مي تواند يک اثر نهايي داشته باشد ، يعني اگر چه معرفي هر واحد توليدات و خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات مي تواند بر توليد ناخالص داخلي اين کشورها اثر بگذارد ، ولي اين اثرات به طور چشم‌گيري فزاينده نخواهد بود.
بر خلاف تجربه کشورهاي صنعتي ، فناوري اطلاعات و ارتباطات در کشورهاي درحال توسعه ، مي تواند يك عامل اساسي ومهم در جهت دسترسي سريع اين كشورها به مراحل بالاتر توسعه باشد . از آنجائي كه اقتصادهاي در حال توسعه در شرايط کارا و بهينه عمل نمي کنند لذا معرفي فناوري اطلاعات و ارتباطات در چنين اقتصادهايي باعث مي شود ، پتانسيلي در اختيار اين اقتصادها قرار گيرد تا مراحل توسعه اقتصادي را با سرعت بيشتري طي كند . در مقاله حاضر دو استراتژي استفاده داخلي فناوري اطلاعات و ارتباطات و صادرات توليدات و خدمات اين فناوري (به عنوان منبع ارزآوري كشور) باهم مقايسه مي شود كه كداميك از اين دو در توسعه و پیشرفت اقتصادي كشورها بخصوص كشورهاي درحال توسعه و ايران از اهميت بيشتري برخوردار است .
منابع :
1. كِيت گريفين, راهبردهاي توسعه اقتصادي, حسين راغفر, محمدحسين هاشمي, نشر ني, 1382
2. دكتر مصطفي سليمي‌فر, اقتصاد توسعه, انتشارات موحد, 1382

ü موانع توسعه اقتصادي توسعه اقتصادي يك فرآيند چند وجهي است كه پيامد تغيير و تحولات همه جانبه در ابعاد سياسي – اجتماعي و اقتصادي مي‌باشد. الفباي انجام توسعه نظام برنامه‌ريزي مي‌باشد در واقع بدون يك برنامه‌ريزي انجام توسعه در هيچ بعد آن انجام پذير نخواهد شد.
سابقه برنامه‌ريزي در ايران به سالهاي 1327 باز مي‌گردد كه در اين سال اولين برنامه هفت ساله كه در واقع مجموعه‌اي از طرحهاي عمراني بود تنظيم شد.
اندك زماني پس از تصويب ماده واحده قانون اجراي برنامه هفت ساله اول عمراني كشور ، تاريخچه تنظيم برنامه هفت ساله عمران و آبادي ايران به ضميمه مجله شماره 98 بانك ملي ايران ، در چاپخانه بانك ملي به طبع رسيد. اين گزارش كه حاوي متن لايحه قانوني برنامه هفت ساله اول نيز مي‌باشد به عنوان نخستين سند رسمي ادبيات توسعه ايران محسوب مي‌شود. از آن هنگام تا كنون عقربه بزرگ زمان 50 سال به جلو آمده است. در اين 50 سال ، تاريخ اقتصادي ايران 7 برنامه به خود ديده است
لازمه توسعه علمی
نهادينه شدن علم، لازمة توسعة علمي و تكنولوژيك
علم خصلتي اجتماعي دارد،‌ بنابراين تا علم نهادينه نشود، نمي‌توان از توسعة علمي و تكنولوژيك صحبت كرد. ممكن است مراكز تحقيقاتي هم تأسيس كنيم و اين مراكز رشد هم كنند، ولي اگر علم در جامعه نهادينه نشود، اين مراكز تحقيقاتي نمي‌توانند به تقاضاها و نيازها پاسخ دهند. علم خاستگاه و چارچوب‌هاي اجتماعي دارد و بايد اين نهادها و چارچوب‌ها را جدي گرفت. براي نهادينه شدن علم و تكنولوژي بايد درك درستي از آن وجود داشته باشد و براي ايجاد، رشد و گسترش اين درك بايد آموزش علوم را تقويت و حمايت كرد.


یکی از موانع پیشرفت
سستی و کاهلی
مولانا در دفتر دوم مثنوی به انتقاد از کسانی می پردازد که دائماً فردا فردا می کنند و ریشه‌کن کردن معایب اخلاقی شان را به تاخیر می اندازند. آدمهایی که فکر می کنند الی الابد برای ساختن خود وقت دارند و هر گاه اقدام به خود سازی بکنند دیر نیست.
شخصی در میانه‌ی راهی ریشه‌ی خاری کاشته بود. مردم او را به نصیحت گفتند که این ریشه‌ی خار را بکن که مایه‌ی عذاب خواهد شد امّا او قبول نمی کرد. بعد از مدتی خار سر برآورد و رهگذران را زخمی می نمود و چنان شد که فقیر و غنی از زخم آن بی نصیب نماندند. حاکم به ان شخص گفت که خار را هر چه زودتر بکند ولی آن‌شخص هی امروز و فردا می کرد. بعد از مدتها خار بزرگ و بزرگتر شد و چنان محکم که کندنش کار هر کسی نبود.
ü نگرش هايي که مانع پیشرفت در زندگی می شوند ؟

1- اگر در کاری شکست بخورید، بازنده هستید
این اتفاق ممکن است در تمام طول دوران تحصیلی و یا دوران شغلی برای ما اتفاق بیفتد. همه انتظار دارند که ما همیشه برنده، برنده، و برنده باشیم. شما باید این عقیده را در ذهن خود پرورش دهید که اگر چیزی را امتحان کردید، و در آن شکست خوردید، باید آنقدر آنرا تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کرده و پیروز شوید. اگر شما معتقد باشید که اگر در کاری شکست خوردید، آنوقت بازنده هستید پس باید بدانید که با این تفکر تمام مردم دنیا بازنده محسوب می شوند. با یک چنین اعتقادی فقط خودتان را از صحنه پیشرفت دور نگه می دارید. یک ایده نوین را جایگزین این تفکر غلط کنید.
2- اگر اجباری به تغییر نیست چرا تغییر کنیم
منظور این نیست که به خاطر اصل تغییر و تحول در زندگی خود تغییر ایجاد کنید. بلکه نظر من این است که افراد باید با پیشرفت تکنولوژی خودشان را وفق داده از نوآوری ها بهره بیشتری در کارهای خود ببرند. ما باید تغییر کنیم تا بتوانیم در زندگی به جلو پیش برویم. تا آنجایی که می توانید از افرادی که به سکون تمایل دارند و از تغییر و تحول خوششان نمی آید پرهیز کنید. اگر متوجه تغییری می شوید که می تواند در زندگی شما پیشرفت ایجاد کنید حتماً آن را امتحان کنید.
3- تو به اندازه کافی مهارت نداری که از پس آن بربیایی
هیچ کس در زندگی از همان ابتدا به اندازه کافی در کاری مهارت بالا نداشته و همه بالاخره از یک جایی کار خود را شروع کردند.اگر تصمیم دارید کاری را انجام دهید، پس از همین حالا شروع کنید، به این دلیل که خیلی چیزها را در مورد آن مطلب نمی دانید، به خود استرس ندهید. حتماً نباید مدرک دانشگاهی داشته باشید تا بتوانید از عهده کاری بر بیایید. باید آنقدر تلاش کنید تا به هدف خود برسید. منابع دیگری بجز دانشگاه هم هستند که می توانند اطلاعات مفیدی را در زمینه های مختلف در اختیار شما قرار دهند. فقط باید راه و روش مناسب را پیدا کنید. اگر کارهایتان را به درستی انجام دهید و از راه درست وارد شوید و ارزش های خود را دست کم نگیرید، به راحتی دیگران متوجه توانایی های شما خواهند شد.
4- برای شروع کاری تازه خیلی دیر شده
میانگن عادی سن در اروپا برای آقایون 75 و برای خانم ها 79 است. این ارقام در امریکا و اروپا نسبت تقریباً مشابهی دارند. البته این رقم هر روزه در حال افزایش است و شاید روزی برسد که میانگین سن انسان ها به 100 سال نیز افزایش پیدا کند. این بدان معناست که هیچ وقت برای شروع کار تازه ای دیر نمی شود. شروع یک کار یا معامله تازه، راه مناسبی است که ذهن خود را فعال نگه دارید. همچنین این کار می تواند اشتیاق لازم برای انجام سایر کارها را نیز در اختیار شما قرار دهد. به هر حال هر کسی در یک سنی از دنیا می رود، اگر بخواهید منتظر روز مرگ خود بنشینید، آنوقت به هچ کاری نمی رسید، پس فقط هر کار تازه ای را امتحان کنید، اینطوری از زندگی لذت بیشتری خواهید برد.
5- پذیرش جبر مطلق
این شما هستید که زندگی خود را کنترل می کنید و هیچ کس دیگری نمی تواند این کار را بدون خواست و اراده شما انجام دهد. خداوند در درون شما نهفته است و نیروهای درونی شما را تقویت می کند. زمانی که نماز می خوانید، نه تنها شکر خداوند را به جا می آورید، بلکه خودتان را به یک زندگی بهتر ترغیب می کنید. زمانیکه از او طلب بخشش می کنید، از خودتان بخشش می خواهید. هیچ کس در جهان هستی نمی تواند واکنش های شما را کنترل کند. هیچ گاه اجازه ندهید یک چنین ایده ای به ذهن شما خطور کند. نباید به هیچ چیز و هیچ کس اجازه دهید که کنترل زندگیتان را به عهده بگیرند. برای خودتان زندگی کنید و به دیگران هم کمک کند که این کار را انجام دهند.
6- قدر و لیاقت شما محدود نیست
این حقیقت که شما زنده هستید و زندگی می کنید، باعث می شود که از شما یک انسان منحصر بفرد بسازد. اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی از دیگران برتر باشید باید برای آن زحمت بکشید و تلاش کنید. همه افراد دارای استعدادها و توانایی هایی هستند که خودشان هم از آنها خبر ندارند. همه چیز را امتحان کنید تا بالاخره چیزی را که به آن علاقه دارید پیدا کنید. من به شدت اعتقاد به تغییر و تحول دارم. حتماً لازم نیست که در تمام طول عمر خود تنها یک کار را تکرار کنید. شیوه زندگی کردن خود را آنقدر تغییر دهید تا اینکه به راهی برسید که از صمیم قلب آنرا دوست می دارید.
7- جهان اطراف ما تغییر نمی کند
دنیا از شما تشکیل شده. هر فردی که بر روی این کره خاکی زندگی می کند، یک دنیای متفاوت در ذهن خود دارد. تو دنیا را همانند من نمی بینی و من هم دنیا را مانند تو و خیلی از افراد دیگر نمی بینم. بنابراین همه چیز در دنیا به شما بستگی دارد. حالا به من بگویید: برای تغییر دنیای خود قصد دارید چه کاری انجام دهید؟
8- هیچ کس مرا قبول ندارد
من به شما اطمینان دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس مهم نیست؛ شما خودتان هستید که باید به خود اعتماد کنید. به محض اینکه به خودتان ایمان پیدا کردید دیگران هم به شما اعتماد پیدا می کنند، اما سعی کنید خودتان را به نظریات دیگران وابسته نکنید.
9- من هیچ وقت نمی توانم خیلی پولدار شوم
من این جمله را بارها و بارها از زبان دیگران شنیده ام. ذهن ما همان قدر پول در می آورد که انتظارش را دارد. اگر من دائماً به خودم بگویم: "هیچ راهی وجود ندارد که من بتوانم میلیونی پول در بیاورم" ذهنم دیگر دنبال راههای نمی گردد که از طریق آن بتوانم میلیون ها تومان پول بدست آورم. اصلاً مهم نیست که افکار شما تا چه حد بلند پروازانه باشد حتی اگر به نتیچه هم نرسید حداقل یک ایده جدید را خلق کرده اید.
10- هیچ کاری در این مورد از دستم بر نمی آید
ناآگاهانه است! شما می توانید جنبه های مختلف زندگی خود را تغییر دهید. برخی از افراد نمی توانند یک چنین نگرشی را در ذهن خود ایجاد کنید و این مسئله واقعاً شرم آور است. زندگی ممکن است دشواری های بسیار زیادی را داشته باشد و تصمیم گیری هم دل و جرات زیادی می خواهد، اما شما توانایی تغییر همه چیز را دارید. بدانید که از زندگی خود چه می خواهید، ببینید چه مراحلی را باید طی کنید و بعد هم همه چیز را تغییر دهید.
منبع: سايت آفتاب



ü ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح می‌دهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفت‌گرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفت‌گرای کم پایداری زیادی نشان می‌دهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه می‌دهند.
رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند.
زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینه‌های اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش می‌کند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق می‌افتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح می‌شود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت می‌توان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظایف را یک هدف مثبت در نظر می‌گیرند و در این زمینه تلاش می‌کنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست می‌یابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است.
دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت می‌گردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان می‌دهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث می‌شود که آنها به مشکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند. تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی می‌شود، می‌توان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمی‌شوند، سعی می‌کنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینه‌های اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.
منبع: دانشنامه رشد

هیچ نظری موجود نیست: